تبليغاتX
دستخط یک گمشده
روزنوشته های بی بهانه
 راه
 

مدتی است دیگر چیزی از ذهنم نمی گذرد

راه ذهنم مسدود است

شاید کارگران در حال کار باشند

 

|+| نوشته شده توسط گمشده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  |
 نوشتن
 

هر کار میکنم دستم به نوشتن نمی رود

یکی بیاید دست مرا به نوشتن ببرد

 

پ.ن۱ تا به حال ناز کردن دست و دل برای نوشتن دیده اید؟؟؟؟ من که زیاد از این نازها

کشیده ام.

پ.ن۲ اجالتا اگه کسی راه حلی برای اینکه ما نوشتنمان بیاید سراغ دارد بگوید که سخت

در خماری به سر می بریم

|+| نوشته شده توسط گمشده در سه شنبه بیستم آذر 1386  |
 کله خالی
 

چرا بعضی ها حرف زدن با دهان پر رو بد می دونند

در حالیکه خودشون با کله خالی حرف میزنند؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط گمشده در چهارشنبه هفتم آذر 1386  |
 
 
بالا